راز روشن

دانلود آهنگ جدید و بسیار شنیدنی حامد زمانی به نام راز روشن + شعر آهنگ

ترانه سرا: مهدی جهاندار /ملودی ساز: حامد زمانی  / میکس و تنظیم: مسعود جهانی

بهترین بیت این شعر

گرچه در بزم حماسه ، هيچ جاي گريه نيست/ در هجوم شعله ها، تکليف باران، روشن است

کاش به کار می رفت ..خوب من گذاشتم

بگذریم .......یاد شهدا به خیر


——————————————————————————————————————-

دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸ Kbs

Hamed Zamani – Raze Roshan

لینک کمکی

———————————————————————–———————————————-

شعر آهنگ راز روشن با صدای حامد زمانی

تا چراغی میان این شبستان روشن است/ تا تنور نان گرم ,مرد چوپان روشن است

شک نکن قصد پلنگ تیز دندان روشن است/ امشب از داغی دوباره چشم ایران روشن است

یوسفی رفته است آری وضع,کنعان روشن است/ تک سواران تیز می تازند در صحرا هنوز

از تلاطم باز ننشست,این دریا هنوز/ آتشی پیداست آن سوی بیابان ها هنوز

باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز/ این شبستان کهن با نور ایمان روشن است

بار الها,!جرات ما را سر و سامان بده/ انقلابا !مشق هشیاری به فرزندان بده

قهرمانا !در دل میدان بمان  جولان بده/ رهبرا من مصطفایی دیگرم فرمان بده

کی به اندک بادی,اقیانوس لرزان می شود/ کوه کی با یک خراش ساده ویران می شود

عاشق رفتن کی از رفتن پشیمان میشود/ کی میان ابرهای تیره پنهان می شود

آسمان ما که با خون شهیدان ر وشن است/ مرتضی تا بود کارش غیر شیدایی نبود

مجتبی می گفت دیدم غیر زیبایی نبود/ شد پشیمان هر کس اینجا زلیخایی نبود

مصطفی هم رفت ,آری او هم اینجایی نبود/ مردهای مرد را آغاز و پایان روشن است

بار الها !جرأت ما را سر و سامان بده/ انقلابا !مشق هشیاری به فرزندان بده

قهرمانا !در دل میدان بمان جولان بده / رهبرا!من مصطفایی دیگرم فرمان بده

افسران - بابایی...

از آتش...چه مردان سبزی


از آتش...چه مردان سبزی!
چه مردان سبزی از آتش گذشتند
چه مردان سبزی در آتش نفس تازه کردند
زمین تشنه...من تشنه...دل های با خویش و با هیچ پیوسته، تشنه
چه مردان سبزی به دریا رسیدند
*
دل من گره گیر گل های قالی
دل من گره گیر برگ حقوق تقاعد
دل من گره گیر یک میز .. یک پله .. یک پست

دل من، گره گیر من ماند

و" امروز" پای مرا بست
و افسون یک وعده .. یک وجه
وجادوی یک نام
و آوازه ی یک تریبون
و پیوند رنگین ترین چاپ،با دفتر شعر واخورده ی من
مرا از مسیر کبوتر جدا کرد

و من پا نهادم به چشم شقایق
و من چشم بستم به هنگامه ی آه ... در سینه ی چاه
و از کوچه ی رنج سرشار یک شهر، دامن کشیدم
و آن میل پنهان مرا برد
بُریدم،به غربت رسیدم
وبیگانگی از دلم آسمان را درو کرد

*
دل من گره گیر من ماند
و "مرداب امروز" پای مرا بست
چه مردان سبزی به "دریای فردا" رسیدند

شعرازمحمد رضا عبدالملکیان


برادرانم را رها کنید

در بازی شطرنج هم زدن سرباز افتخاری ندارد

مُشت کردم پنجه را ، دستم ولی وا مانده است

                                                  پنج انگشتم میانِ دشمنان جا مانده است ...

زمستون با صدای همیشه ماندگار افشین

زمستون رو همیشه نمی شه دید اما می شه فهمید .
تقدیم  به اونایی که زمستون رو می فهمند ...


به رسم سپاس و قدردانی از تمامی هنرمندان جاودانه و بزرگی که صدا و آثارشان همواره جزئی از شیرینترین و خاطره انگیزترین لحظه های زندگی بسیاری از ما بوده است. ترانه هایشان را زمزمه کردیم ، عاشق شدیم ، خندیدیم و گریستیم و مجالس سرورمان را با ترانه هایشان به پا کردیم . حالا نیز شنیدن دوباره آنها در این شب های بلند سال یادآور گذشته های تلخ و شیرین و دور و نزدیک ماست ، یادآور خانه مادری، عشق و شهرو محله قدیمی و برای بسیاری یادآور خاک وطن …


امشب یک آهنگ زیبای زمستانی گذاشتم با صدای همیشه ماندگار افشین مقدم و همچنین متن شعر .

افشین مقدم از خواننده های قدیمی است که در جوانی بر اثر حادثه رانندگی قبل از انقلاب فوت کرد.


زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشن انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون

اینجا ببینید و  بشنوید


Download Mp3

http://20ist.com/archives/31579

عشق

و شایسته این نیست

که باران ببارد

         و در پیشوازش دل من نباشد

و شایسته این نیست

که در کرت های محبت

           دلم را به دامن نریزم

                     دلم را نپاشم

چرا خواب باشم

ببخشای بر من اگر بر فراز صنوبر

تقلای روشنگر ریشه ها را ندیدم

ببخشای بر من اگر زخم بال کبوتر

                           به کتفم نرویید

کجا بودم ای عشق؟

چرا چتر بر سر گرفتم؟

چرا ریشه های عطشناک احساس خود را

                                    به باران نگفتم؟

چرا آسمان را ننوشیدم و تشنه ماندم؟

ببخشای ای عشق

ببخشای بر من اگر ارغوان را ندانسته چیدم

اگر روی لبخند یک بوته

                 آتش گشودم

اگر ماشه را دیدم اما

هراس نگاه نفس گیر آهو

             به چشمم نیامد

ببخشای بر من که هرگز ندیدم

نگاه نسیمی مرا بشکفاند

و شعر شگرف شهابی به اوجم کشاند

 و هرگز نرفتم که خود را به دریا بگویم

و از باور ریشه ی مهربانی برویم 

کجا بودم ای عشق؟

چرا روشنی را ندیدم؟

چرا روشنی بود و من لال بودم؟

چرا تاول دست یک کودک روستایی

                    دلم را نلرزاند؟

چرا کوچه ی رنج سرشار یک شهر

           در شعر من بی طرف ماند؟ 

چرا در شب یک جضور و حماسه

که مردی به اندازه ی آسمان گسترش یافت

دل کودکی را ندیدم که از شاخه افتاد؟

و چشم زنی را که در حجله ی هق هقی تلخ

جوشید و پیوست با خون خورشید؟

 محمدرضا عبدالملکیان


Shadows of the night......  ِDj bobo

REFRAIN

:




Shadows of the night
They are coming when the
moon is shining bright
Leave their graves as shadows of the night
When the city is asleep
No one knows the shadows of the night
In the darkness they are flying side by side
Silent cowls are shadows of the night
No one ever saw a face of
the Shadows of the night


RAP 1:

Cemetery, it's one o'clock
A wolf is howling on the distant rock
It's time for the silent slaves
Waking up to open their graves
One, two, three and four
Grave by grave, more and more
Commemoration or transmutation
Traces of last generation
The shadows of the night have never died
Unsatisfied
They paid the highest price
Waiting for another advice
Never found final peace
Their restless life will never cease
When the moon is shining bright
They leave their graves as
shadows of the night

RAP 2:

The wind is howling through the trees
The melody of tragedies
Killed by sense the epitaph
Sounds of sorrow when they're kick and left
The shadows of the night are on their flight
Never saw the light
Silent strangers slow and fast
Without future past
Flying through the streets
of an endless town
The way to nowhere up and down
People lock the doors of their floors
Shadows are fast like a flying horse
Short attack like a maniac
Confused by the ghost in black
When the moon is shining bright
They leave their graves as
shadows of the night

 

سایه های شب

 

سایه های شب

می آیند وقتی که

ماه به روشنی می درخشه

قبرهاشون رو همچون سایه های شب ترک می کنند

وقتی شهر درخوابه

هیچکس نمی بینه سایه های از شب را

در تاریکی کنار هم پرواز می کنن

رداهای راهبان سایه های از شب هستند

هیچکس هرگز ندید چهره ی از

سایه های شب

 

قبرستان، ساعت یک شبه

گرگی بر صخره ی دور زوزه  می کشد

وقته اونکه بردگان خاموش

ازخواب بلند شن و قبرهاشون رو باز کنن

یک، دو، سه،چهار

قبربه قبرهرچه بیشتر

گرامیداشت یا تحول دیده می شه

نشانه های از آفرینش قبلی

سایه های شب هرگز نمرند

اونا با نارضایتی

بیشترین بها رو پرداختند

در حالی که منتظر اندرز دیگه ای بودن

هرگز آرامش نهایی رو پیدا نکردن

زندگیشون پرتلاطمشون هرگز آروم نشد

ماه به روشنی می درخشه

قبرهاشون رو ترک می کنندهمچون

 سایه های شب

 

غریبه های خاموش ، آروم و تند

بدون گذشته و آینده

پرواز می کنند برفراز خیابانهای

یک شهر بی انتها

به سمت ناکجا وچه در طبقه ی بالا و چه پایین

مردم در خانه هاشون رو قفل می کنند

سایه ها همانند اسبی بالدار سریعند

مسه دیوونه ها حمله می کنن

و بخاطر روح سیاهپوش گیج هستن

وقتی ماه به روشنی می درخشه

اونا قبرهاشون رو ترک می کنندهمچون

سایه های  شب

Let it rain all night long

rain

http://anhdepblog.com/graphics/rain/images/anhdepblog.com_rain40.jpg 

RAIN


Listen to the pouring rain
Listen to it pour,
And with every drop of rain
You know I love you more

Let it rain all night long,
Let my love for you grow strong,
As long as we're together
Who cares about the weather?

Listen to the falling rain,
Listen to it fall,
And with every drop of rain,
I can hear you call,
Call my name right out loud,
I can hear above the clouds
And I'm here among the puddles,
You and I together huddle.

Listen to the falling rain,
Listen to it fall.

It's raining,
It's pouring,
The old man is snoring,
Went to bed
And he bumped his head,
Couldn't get up in the morning,

Listen to the falling rain,
listen to the rain

.

 

José Feliciano

باران

 

گوش کن به بارش باران

گوش کن به شرشر باران

و به هر قطره ی باران

می دونی که خیلی دوست دارم

 

بگذار تمام شب رو ببارد

بگذار عشق من برایت قوی شود

آنقدر که باهم باشیم

کی به هوا اهمیت می ده؟

 

گوش کن به ریزش باران

گوش کن به باران

و به هر قطره ی باران

می تونم  صدات رو بشنوم

که مرا خیلی بلند صدا می زنی

می تونم فرای ابرها رو بشنوم

واینجا درمیان چاله های آب

تو و من می آیم گردهم

 

گوش کن به بارش باران

گوش کن به ریزش باران

 

باراندگیست

شر شر می بارد

پیر مردی خرناس می کشد

چون وقتی به تخت خواب می رفت
سرش خورد به جایی
و نمی تونه صبح بلند شه

 

گوش کن به ریزش باران

گوش کن به باران

جهنم دور نیست ....

 جهنم دور نیست

جهنم جایی است که دختربچه ای برای گرم کردن پاهای کوچک یخ زده اش

به دود اگزوز اتومبیل پناه می برد


کاد الفقر ان یکون کفرا....................

دلتنگ

به دیدارم بیا تا استکان چای داغی هست
فراموشم مکن ای خوب تا از من سراغی هست 


به بزم بلبلان خوش سخن گاهی به یاد آور
که دلتنگ تو روی کاج پیر ما کلاغی هست


به هرجا پرکشیدی بازگرد ای مرغ دریا زاد
میان ظلمت امواج سوسوی چراغی هست 


تو را من دوست می دارم نمی دانی به دیدارت
کویر تشنه ی دل را چه موج اشتیاقی هست 


تورا من چشم در راهم و  می دانم که می دانی
هنوز اینجا به سمت نیک بختی کوچه باغی هست 


زمستان است سرد وسخت ای گم کرده ره در برف
تومی دانی که در این کلبه گرمای اجاقی هست 


بیا کز سردی آتشفشان خفته ی این عشق
نفسها گر در آمیزند امید اتفاقی هست ....



شاعر: فهیمه قیصری

پانوشت : تقدیم به خانم منیره حسین پوری عزیزم

دوستت دارم یار غار

منظومه

ای ایستاده در چمن آفتابی معلوم

وطن من

ای توانا ترین مظلوم

تو را دوست می دارم

ای آفتاب شمایل دریا دل

و مر گ در کنار تو زندگی است

ای منظومه ی نفیس غم و لبخند

ای فروتن نیرومند

ایستاده ایم در کنار تو سبز و سر بلند

دنیا دوزخ اشباح هولناک است

و تو آن درخت گردوی کهنسالی

و بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم

تو ایستاده ای

بگذار گریه کنم

نه برای تو

که عشق و عقل در تو آشتی کرده اند

که دستهای تو سبز است

و آسمان تو آبی

و پسران تو

مردان نیایش و شمشیرند

و مادران صبوری داری

و پدرانی به غایت جرأتمند

و جنگلهایی درنهایت سبزی و ایستادگی

و دریاهایی

با جبروت عشق هماهنگ

نه برای تو

که نام خیابانهایت را شهیدان برگزیده اند

دوست دارم تو را

آنگونه که عشق را

دریا را

آفتاب را

کی می توان از سادگی تو گفت

و هم

به دریافت خرمهره نوبل نایل آمد

من فرزند مظلوم توام

نه پاپیون می زنم

و نه پیپ می کشم

مثل تو ساده

که هیچ کنفرانس رسمی او را نمی پذیرد

و شعر من

عربده ی جانوری نیست

که از کثرت استعمال ماری جوآنا

دهان باز کرده باشد

بلکه زمزمه ای است

که مظلومیت تو مرا آموخته

تو مظلوم سترگی

و نه ضعیفه ای که

پیراهنش را دریده باشند

و من آری من

برای بلقیس قصیده نمی گویم

ای شیر زهره بی باک

بگذار گریه کنم

نه برای تو

که پایان بی قراری تو پایان زمین است

و در خنکای گلدسته های تو

انسان به پرواز پی می برد

ای مجمع الجزایر گلها خوبی ها

ای مظلوم مجروح

از جنگل دستمالی خواهم ساخت

تا بر زخم تو گذارم

و دنیا را می گویم

تا از تو بیاموزد ایستادن را

این سان که تو از دهلیزهای عقیم

سر برآوردی سبز و صنوبروار

ای بهار استوار

ستارگان گواه روشنان تواند

ای اقیانوس مواج عاطفه و خشونت

دنیا به عشق محتاج است و نمی داند

بگذار گریه کنم

نه برای تو

که وقتی مرگ

از آسمان حادثه می بارد

تو جانب عشق را می گیری

ای کشتزار حاصل خیز

در باغهای تو خون

گل سرخ می شود

و کالوخ گندناک

در تو معطر شد و سنبله بست

شگفتا چگونه آب و عطش را دوست بدارم

ای شکیبای شکوهمند

چندین تابستان است

که در خون و آفتاب می رقصی

کجای زمین از توعاشق تر است

ای چشم انداز روشن خدا

در کجای جهان

این همه پنجره برای تنفس باز شده است

من از تو بر نمی گردم تا بمیرم

وقتی خدا رحمت بی منتهاش باریدن می گیرد

می گویم شاید

از تو تشنه تر نیافته است

تو را دوست می دارم

و بهشت زهرایت را

که آبروی زمین است

و میدان های تو

که تراکم اعتراض را حوصله کردند

و پشت بامهای تو که مهربان شدند

تا من کوکتل مولوتف بسازم

و درختهای تو که مرا استتار کردند

و مسجد های تو

که مرا به دریا مربوط کردند

ای آبی سیال

چقدر به اقیانوس می مانی

برای تو و به خاطر تو

ای پهلوان فروتن

خدا چقدر مهربانی اش را وسعت داد

در دورهای کویر طبس

آن اتفاق

یادت هست

نه من بودم و نه هیچ کس

خدا بود و گرد باد

بگذار گریه کنم

نه برای تو

نه نه نه بل برای عاطفه ای که نیست

و دنیایی که

انجمن حمایت از حیوانات دارد

اما انسان

پا برهنه و عریان می دود

و در زکام دفن می شود

برای دنیایی که زیست شناسان رمانتیکش

سوگوار انقراض نسل دایناسورند

دنیایی که در حمایت از نوع خویش

گاو شده است

بگذار گریه کنم

برای انسان ۱۳۵

انسان نیم دایره

انسان لوزی

انسان کج و معوج

انسان واژگون

و انسانی که

در بزرگداشت جنایت هورا می کشد

و سقوط را

با همان لبخندی که بر سرسره می نشیند

جاهل است

انسانی که

راه کوره های مریخ را شناخته است

اما هنوز

کوچه های دلش را نمی شناسد

برای دنیایی که

با والیوم به خواب می رود

و در مه غلیظی از نسیان

دست و پا می زند

دنیایی که چند صد سال پیش

قلب خود را

در سطل زباله کاپیتالیسم قی کرده است

در این برهوت غول پرور

وطن من آه ای پوپک مؤدب

مظلومیت تو اجتناب ناپذیر است

ای رویین تن متواضع

ای متواضع رویین تن

این میزبان امام

ای پوریای ولی

ای طیب ای وطن من

درختان با اشاره باد

بر طبل جنگل سبز می کوبند

کباده بکش

علی را بخوان

صلوات بفرست

سلمان هراتی


دهه فجر مبارکباد

این بار شمعها را تو روشن کن


فرسنگها فرسنگ با زادگاهم فاصله دارم

با روستایی کوچک در کوهستانی دور و سبز 

و مدرسه ای که سالهاست دیگر مدرسه نیست اما

 اما هروقت از پنجره های شکسته اش به درون آن نگاه کردم

نوزادی را دیدم که در ظهر برفی و سرد کوهپایه گریه می کند .

این حسی است که هر سال چهارم بهمن با من است ..هر سال همین وقت .....


حالا فرسنگها فرسنگ با خودم فاصله دارم 

با نوزادی که چهارم بهمنی برفی... بی ریا و بی گناه به دنیا آمد 

خدایا مرا دریاب ..نگذار بیش از این بیراهه بروم 

نگذار بیش از این در خودم بمیرم ...

خدایا مرا برگردان به آن صداقت محض به آن سپیدی ناب به آن زلالی بکر

مرا به سادگی و صفای زادگاهم برگردان . 

به سبزی بهشتی که در آن متولد شده ام و سپیدی برفی که گهواره ام را در بهمنی سرذ بوسه زد

این همه نقصان را در وجودم بمیران و بگذار تولد دوباره ام را جشن بگیرم

آمین ............

دو آهنگ جدید از حــامد زمانی+ لینـــک


این آهنگ تقدیمی به ساحت مقدس شهید مصطفی احمدی روشن است و به مناسبت سالروز شهادت این شهید والا مقام در اختتامیه جشنواره فیلم عمار رو نمایی شد

برای دانلود آهنگ پایداری با حجم ۱۳ مگابایت اینجا کلیک کنید

paydari

***********************************************

11111111111

برای دانلود آهنگ با حجم ۱۸ مگابایت اینجا کلیک کنید(لینک غیر مستقیم اینجا)

برای دانلود اجرای حامد زمانی در شبکه ۲ اینجا کلیک کنید(لینک غیر مستقیم اینجا)


********************

دانلود آهنگ مرگ بر آمریکا ورژن اصلی با کیفیت ۱۲ مگابایت کلیک کنید


با اجازه و تشکر فراوان از خانم حقانی عزیز

http://haqani.blogfa.com/


فروغ حقیقت ...


مثال مه نکنم روی بی مثال شما را

به مهر و ماه نبخشیده حق جمال شما را


هنوز با هر اذانی شنیده گوش زمانه

از اوج ماذنه ها نغمه ی بلال شما را


ندیده  چشم زمین چون شما طلیعه ی صبحی

ندارد عرش برین شوکت و جلال شما را


بلند مرتبت را کدام قله ؟ کدام اوج ؟

به غیر حق نشناسد کسی کمال شما را 


بتاب بر شب تاریخ ای فروغ حقیقت

که مکر شب نزداید ز دل خیال شما را


به خط طالعتان خال فتنه ای ننشیند

که حق کشیده به حق ناز خط و خال شما را


چگونه ساحت ققنوس را مگس بخراشد

کجا رسد پر جبریل شاهبال شما را


ز نسل آدمم اما به گندمی نفروشم

بهشت سبز ولای شما و آل  شما را


به مرگ یا به زیارت ...؟ بشارتی که رساند ؟

کدام جاده میسر کند وصال شما را ؟


مرا به خویش بهارا بخوان که از دل تنگم ...

نمی برد غم پاییز شور و حال شما را


شاعر : بی بی فهیمه قیصری


عید میلاد مبارک باد


زنده در گور شدنها به فدایت ای عشق

این همه کشته می ارزد به محمد شدنت .....




ادامه نوشته

دی ماه سخت و سرد .............


د

مثل وقتی كه دل چلچله‌ای می‌شكند.......

 10 سال از غم بم می گذرد /......


داغ داريم نه داغـی كه بر آن اخم كنيم

مرگمان باد اگر شكوه ای از زخم كنيم

مرد آن است كه از نسل سياوش باشد

"عاشقی شيوه‌ی رندان بلا كش باشد "

چند قرن است كه زخمی متوالی دارند

از كويــر آمده‌ها بغض سفالـــــــی دارند

بنويسيد گلــــو هــــای شما راه بهشت

بنويسيد مرا شهر مرا خشت به خشت

بنويسيد زنـی مُرد كــــه زنبيل نداشت

پسری زير زمين بود و پدر بيل نداشت

بنويسيد كه با عطر وضو آوردند

نعش دلدار مرا لای پتــو آوردند

زلفها گرچه پر از خاک و لبش گرچه كبود

"دوش مــی‌آمد و رخساره بر افروخته بود

خوب داند كه به اين سينه چه ها می گذرد

هر كه از كوچه ی معشوقه ما می گذرد

بنويسيد غـــم و خشت و تگرگ آمده بود

از در و پنجره‌ ها ضجـــه‌ی مرگ آمده بود

شهر آنقدر پريشان شده بود از تاريخ

شاه قاجار بـــه دلداری ارگ آمده بود

با دلی پر شده از زخـــم نمک می‌خورديم

دوش وقت سحر از غصه ترک می‌خورديم

بنويسيد كـــه بم مظهر گمنامی ‌هاست

سرزمين نفس زخمی بسطامی‌هاست

ننويسيد كـــه بـــم تلـــی از آواره شده است

بم به خال لب يک دوست گرفتار شده است

مثل وقتی كه دل چلچله‌ای می‌شكند

مرد هـــم زير غــــم زلزله‌ای می‌شكند

زير بارِ غــم شهرم جگـرم می سوزد

به خدا بال و پرم بال و پرم می‌سوزد

مثل مرغی شده‌ دل در قفسی از آتش

هــــر قدر اين ور آن ور بپرم مـــی‌سوزد

بوی نارنج و حناهای نكـــوبيده بخيـــــــر!

که در اين شهر ِ پر از دود سرم می‌سوزد

چاره‌ای نيست گلم قسمت من هم اين است

دل بـــــه هـــر سرو قدی مـی‌سپرم می‌سوزد

الغرض از غـــــم دنيــا گله‌ای نيست عزيز!

گله‌ای هست اگر، حوصله‌ای نيست عزيز!

ياد دادند به ما نخل ِ كمر تا نكنيم

آنچــــه داريــم ز بيگانه تمنا نكنيم

آسمان هست، غزل هست، كبوتر داريم

بايد اين چـــادر ماتـــــــــــم زده را برداريم

تن ترد همه ی چلچله ها در خاك و

پای هــــر گور، چهل نخل تنـاور داريم

مشتی از خاک تو را باد كه پاشيد به شهر

پشت هــر حنجــــــــره يک ايرج ديگر داريم

مثل ققنــــوس ز ما باز شرر خواهد خاست

بم همين طور نمی‌ماند و بر خواهد خاست

داغ ديديم شما داغ نبينبد قبول!

تبــری همنفس باغ نبينيد قبول!

هيـــچ جای دل آباد شما بـــــم نشود

سايه‌ی لطف خدا از سر ما كم نشود

گاه گاهی به لب عشق صدامان بكنيد

داغ ديديــــم اميــد است دعامان بكنيد

بــم به اميد خدا شاد و جوان خواهد شد

"نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد "

حامد عسکری


غم و قمر


تقدیم به بانوی عصر عاشورا

شاعر : بی بی فهمیه قیصری

باد دروازه به دروازه خبر را می برد

جاده صد قافله اندوه سفر را می برد

 

در قفس بود، پرستوی پیام آورصبح

و نسیمی غم مرغان سحر را می برد

 

داغ آن کهنه سواری که به تن دست نداشت

هر طرف شیهه کشان اسب کهر را می برد

 

شیشه ی عطر تنی روی زمین می غلطید

دشت گلبوی شد و قافله سر را می برد

 

صدفی خالی و خاموش، به ساحل افتاد

موج با ولوله می رفت و گوهر را می برد

 

باد با گریه به گهواره ی خالی آویخت

جاری خون پسر، جان پدر را می برد

 

از دل آتش و خاکستر با قی ز حرم

ایل ، صد چلچله ی سوخته پر را می برد

 

دور از آن نقطه که خاتون به اسیری می رفت

موج خون اشرف اولاد بشر را می برد

 

کربلا ماند و خدا ماند و غروبی که غریب

راز هفتاد و دو خورشید دگر را می برد

 

کربلا ماند و فراتی که به جاری غمش

آخرین جلوه جاوید قمر را می برد

 

کربلا ماند و نسیم از گذر خاطره ها

قصه ی شاخه ی طوبی و تبر را می برد

 

 

 پایان

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید

اربعین

درسی که اربعین به ما می دهد

 زنده نگاه داشتن یاد حقیقت و خاطره ی شهادت

در مقابل طوفان تبلیغات دشمن است


مقام معظم رهبری

اشک یلدا .........

از دوستانی که خصوصی خواسته بودند تا به دانش آموز فاطمه ع کمک مالی برسانند متشکرم ..

اجرتان با سالار شهیدان .

به هرحال دیگر لازم نیست . قسمت این بود که فاطمه ی کوچک پس از سالها رنج و درد ودرست چند هفته مانده به جشن تکلیف همکلاسی های سابقش مهمان حضرت زهرا و حسین (ع) باشد ...

امروز اولین صبح زمستان با دندان درد خفیف دیانا شروع شد سراسیمه در مدرسه دنبال استامینوفنی می گشتم  مگر تا ظهر درد دلبندکم را ساکت کند .استامینوفن که پیدا شد خواستم چند دقیقه مرخصی بگیرم وآن را مهد کودک بفرستم ....که این خبر را شنیدم .استامینوفن در مشتم ماند ....

بچه ها اشک می ریختند : فاطمه مرد

امروز روز خوبی نبود سعی کردم به دفتر نروم .جایی که زنگ های تفریح مادر فاطمه را می دیدم که با نگاهی پر از درد دختر بیمارش را که دیگر این اواخر خوب هم نمی دید ومدام از عدم تعادل رنج می برد به زمین می خورد واز درد فریاد می زد اما اصرار داشت در کنار همکلاسی های سابقش نقاشی بکشد کنترل می کرد ..

جایی که او و خدمتگذار مهربان مدرسه که دو فرزندش درگیر این بیماری هستند ! می نشستند و از امیدهایشان می گفتند واشک می ریختندو گاهی می خندیدند ..

امروز در کلاس ماندم . بچه ها را آرام کردم اما آرزو داشتم کسی خودم را آرام کند . نمی شد آرام بود .نمی شد گریه نکرد.مخصوصا وقتی دانش آموزم از شیمی درمانی برادرش ابولفضل می گفت و .......

زندگی اگرچه همیشه ملقمه ای عجیب از این غمها وشادیهاست اما

ای کاش سرطان دست کم به تن نحیف کودکان رحم می کرد ....

فاطمه متولد پاییز بود ودر آخرین روز پاییز رفت .............

تقدیر چنین بود که اولین شب پرواز بی بازگشتش بلند ترین یلدای عمر مادر صبورش باشد .


خدایا به حق این شب عزیز همه کودکان بیمار را شفا بده

این بارصدای مرا بشنو ..من که تمام امروز با اشکی در چشم و خاری در قلب لحظات را گذرانده ام ..

من که ظهر با استامینوفنی بی استفاده در مشت به خانه برگشته ام !

من که مادر بودن را می فهمم ................

شب عاشقان بیدل.....


 
شبی که مهر وماه به هم میرسند

شب عشق

شب زاده شدن خورشید

شب یلدا مبارک باد

.
.

ادامه نوشته

به یادتان هستیم

امشب لاک چه رنگی برایت بزنم ؟



من امروز درس نخواندم .خودم را سرگرم کارهایم کردم .فردا هم همینطور خواهد بود با اینکه کلاس دارم ..

4 سال است که هر سال با پاییز اینگونه وداع میکنم . 4 سال است این دو روز را به فکر فرومی روم وسعی میکنم لحظه به لحظه هیجانی که به تولد تو انجامید را در ذهنم زنده ومصور مرور کنم .

تو هم کنارم نشسته ای و هنوزتصمیم نگرفته ای کدام لاک ناخونت را برایت بزنم !!

مهدیار زندگی من است اما خیال نمی کنم خانه ای بی دختر کامل باشد . دختری که بخندد و برقصد وشیرین زبانی اش از لذت دیوانه ات کند .دختری مثل تو دایانا ...........

عشق مادر به پسر یک اطمینان است وعشقش به دختر یک نیاز ..

بی تو زندگیم معنا نداشت .عزیزم تولد تو تکامل من بود .

چه کسی چنین تجربه بی همتایی دارد ؟ معلم بودن تا آخرین لحظه و مادر بودن از همان اولین دقیقه .....

حالا سالهاست دیگر از اینکه یک ثانیه کلاس را ترک نکردم همانقدر احساس غرور میکنم که یاد آوری تولد تودر تنهایی مطلق مان .یک مادر ...یک نوزاد ....یک اتاق

عروسک قفقازی من به خاطر بسپار تو ارمغان روزهای سردی هستی که هر ثانیه اش بوی بهار می داد . یادت نرود که یادگار روزگارانی هستی که نه فراموش می شوند و نه تکرار ......

تو که با اولین باران ایروان باریدی و سپیده ای روشن و بارانی به شب تاریک سرنوشتم قدم گذاشتی ...

یادت نرود که از لحظه ای که با تختی کوچک که پر  از هدیه کریسمس بود زیر درخت کاج ظریفی تزیین شده به اتاقم قدم گذاشتی سه شب فراموش نشدنی را با هم تنها گذراندیم .

شبهایی که من از پنجره ی اتاقم به آسمان پر ستاره ایروان چشم میدوختم و بی هیچ رغبتی به نورافشانی عید  دلم هوای بوی خاک ایران داشت .شبهای لالایی شبهای اشک

فردا اگرمن نبودم برای دخترت از مادری بگو که اگر چه کامل نبود اما سعی کرد هرچه دارد عاشقانه به پایت بریزد  از مادری که تورا به اندازه ستاره های شبی که زمینی شدی دوست داشت .

مادری که اولین کسی بود که دردهایت را میفهمید و آخرین کسی که از خودش پرسید .چرا بر خلاف انتظار همه چشم هایت رنگی نیستند ؟!!

الهه ماه و جنگل

وقتی پنهان از همه میدانستم دختری در راه است از خدا خواستم او سالم و صالح و باهوش باشد

خدا را به خاطر داده هایش شکر که تو مظهر آنهایی

و اینک دخترکم من آنقدر بر گردنت حق دارم که از تو چیزی بخواهم و باور کن هرگز از تو نخواهم گذشت اگر فراموشش کنی .

امشب از تو میخواهم که حتما عمری طولانی داشته باشی.......

و در بلندای این مسیر سبز انسان باشی

عاشق باشی

که عشق زیباترین هدیه انسانیت است ..

تولدت مبارک شاهزاده خانوم .

با عشق ...مامان .




آهنگ منم سرگشته حیرانت ای دوست دانلود


عکس های زیبا (50)

منم سرگشته حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

تنی نا ساز از شوق وصل کویت

دهم سر بر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله‌ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره بشکسته حالم

ز هجرانت بُتا رو به زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها

پریشان گشته شد یکباره حالم

زِ هَر سر بر سر سجاده کردم

دعایی بهر آن دلداده کردم

ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست

زبان از یکسره از باده کردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری؟

ز هجر یار تا کی داغداری؟

بگو تا کی ز شوق روی لیلی

تو مجنون پریشان روزگاری؟

پریشانم، پریشان روزگارم

من آن سرگشته ی هجر نگارم

کنون عمریست با امید وصلت

درون سینه آسایش ندارم

ز هجرت روز و شب فریاد دارم

ز بیدادت دلی ناشاد دارم

درون کوهسار سینه خود

هزاران کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی؟

دمادم با دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم

عزیزم دارد این دل هم خدایی


خواننده: حسین کشتکار بوشهری

 

دانلود با لینک مستقیم:

کیفیت عالی. +

کیفیت خوب. +

اینجا همیشه غروب است به وقت انسانیت ....


کودکان بی پناه  سوری




ادامه نوشته

یکسال گذشت

«در آخرین روزهای برگ ریزان سال 1391، در ناگهانی ناگزیر، از درخت تنومند شعر فارسی و ادبیات بشکوه انقلاب اسلامی، برگی سبز از بلندای شاخه‌ای نورسته، نقش بر زمین تیره شد که چکامه بهار را چشمه وار، با شکوه شاعرانه‌اش عاشقانه زمزمه می‌کرد. خلیل عمرانی خوشه ای پربار از خیل خلوت گزیدگان خدای لطیف بود که خورشید امام و شهیدان گلگون کفن این مرز و بوم را در صحیفه سکوت و صدا، صادقانه می‌سرود.»

بلالم سنی سورم


روز دقیق تولدش را نمی داند .مادرش می گوید نه شب به شب یلدا به دنیا آمده

در شناسنامه اش تاریخ تولدش فرق می کند .و من هر سال نه شب به یلدا را جشن می گیرم

جشن تولد مردی که آفتاب زندگی من است ...

کسی که کلبه دلم گرم از محبت بیکران اوست .

کسی که هر سپیده صبح با او و در کنار او دوباره متولد می شوم و زندگی آغاز میکنم ...

یک همسر همدل یک فرزند عاشق و یک پدر بی مانند ....


بهترین اتفاق زندگیم .......

تولدت مبارک



کوچه لره سو سپمیشم
یار گلنده توز اولماسین
ائله گلسین بئله گئتسین
آرامیزدا سؤز اولماسین
ساماوارا اوت سالمیشام
ایستکنه قت سالمیشام
یاریم گئدیپ تک قالمیشام
نه عزیزدیر یارین جانی
نه شیرین دیر یارین جانی

دانلود کنید

لینک دانلود مستقیم


GOD BLESS YOU CHAMPION  

Our deepest sympathies and heartfelt condolences are

with the Mandela Family and friends at this time.

viva nelson mandela

به یاد پدرهایی که دیگر در خانه نیستند

آپلود عکس

بابا رحمان


ادامه نوشته

قهرمان فصه ها

سرود فردای بچه های کلاس

ای بسیجی سرباز نام آور                                                             مایه شور و افتخار

ای فدایی ای یاور رهبر                                                                با دلی بی صبر و قرار

سر به سر باید چون شهیدان شد                                                 مظهر خشم کردگار

چون علی باید مرد میدان شد                                                         اقتدا کن بر ذوالفقار

ای شهیدان خدایی                                                                      نامتان پاینده باد

ای سبکبالان عاشق                                                                    نامتان پاینده باد

ما باید قهرمان قصه ها باشم مثل همت                                    چون حسین سر جدا باشیم

مثل همت    چون حسین سر جدا باشیم

ما باید با شهامت با خدا باشیم                                      میخواهیم ای شهیدان چون شما باشیم 

  میخواهیم ای شهیدان چون شما باشیم

ای بسیجی سرباز نام آور                                                         مایه شور و افتخار

ای فدایی ای یاور رهبر                                                          با دلی بی صبر و قرار

سر به سر باید چون شهیدان شد                                        مظهر خشم کردگار

چون علی باید مرد میدان شد                                              اقتدا کن بر ذوالفقار

ای شهیدان خدایی                                                              نامتان پاینده باد

ای سبکبالان عاشق                                                            نامتان پاینده باد