تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : باران
تاريخ : چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : باران

بابک شکفته سرباز وظیفه جوانی بود که سال پیش در نبرد تن به تن با سارق مسلح شروری که با وجود جرائم عدیده و سابقه طولانی حبس بر اثر شرارت پس از 40 روز بعد از آزادی دوباره مرتکب جرم شده بود به شهادت رسید .بابک از ناحیه سینه و دست آسیب دید و حین انتقال به بیمارستان به شهادت رسید .

 

فرمانده پليس مشهد در اين خصوص گفت: سرباز وظيفه بابک شکفته که همراه اکيپ گشت پاسگاه سلطان آباد مشهد به منطقه اي معروف به نهر گناباد واقع در 25 کيلومتري حوالي چناران اعزام شده بود در عمليات ردزني و دستگيري يکي از سارقان شرور که 40 روز قبل از زندان آزاد شده است به درجه رفيع شهادت نائل شد. سرهنگ احد کريمي گفت: اکيپ گشتي پاسگاه سلطان​آباد، اين سارق حرفه اي و يکي از همدستانش را داخل خودروي سواري پرايد غافلگير کردند، با توقف خودرو متهم 28 ساله از پرايد پياده شد و قصد فرار داشت که در اين لحظه ماموران به تعقيب او پرداختند.
    وي اظهار داشت: زماني که سرباز وظيفه بابک شکفته براي دستگيري متهم وارد عمل شده با مقاومت او روبه رو شده و سارق حرفه اي به وسيله چاقو، اين سرباز رشيد را از ناحيه دست و سينه مجروح کرده است. در نتيجه يکي ديگر از ماموران انتظامي که او نيز از ناحيه دست بر اثر ضربه چاقوي متهم زخمي شده بود متهم را دستگير کرد. سرهنگ احد کريمي گفت: پيکر مجروح وظيفه بابک شکفته بلافاصله به بيمارستان طالقاني مشهد اعزام شد اما او بر اثر شدت جراحات وارده در مسير بيمارستان به درجه رفيع شهادت نائل آمد. سرهنگ احد کريمي با اشاره به اين مطلب که در بازرسي اوليه از متهم مقاديري شيشه، يک قبضه چاقو، يک قبضه ساطور و افشانه فلفلي نيز کشف شده است،

بعد از طی مراحل اداری حکم اعدام متهم وحید زارع تایید شد ولی در واپسین ثانیه های زندگی ....

باید دید این بخشش چه پیامدی در جامعه می تواند داشت باشد ؟.امیدوارم وحید زارع قدر این فرصت چند باره را بداند 

دنیاله مطلب را بخوانید تا بدانید چه گذشت ؟!!



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 | | نویسنده : باران
تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 | | نویسنده : باران




خدایا آرام تر..
نیازی به زمین لرزه نبود
کاخ آرزوهای این مردم با تلنگری هم
فرو می ریخت. ...


نقشه سرعت امواج لرزه ای، زلزله سراوان



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه پنجم فروردین 1392 | | نویسنده : باران
تاريخ : پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 | | نویسنده : باران

احتمال تکرار سناریوی «بیجه» در حاشیه‌ پایتخت - سرنوشت خاموش 3 کودک در سلطان‌آباد اسلامشهر

روزنامه ایران : گم شدن سریالی 3 پسربچه در محدوده سلطان آباد اسلامشهر با پیداشدن جسدی در خرابه‌ها زنگ خطر را به صدا درآورد.کارشناسان قضایی و پلیسی بر این باور هستند که این کودکان پسر در سناریویی شبیه به پرونده بیجه پاکدشت گرفتار شده‌اند.

 

یک روز بیشتر نمانده بود تا «امیرمهدی» تولد 7سالگی‌اش را جشن بگیرد. در دنیای کودکانه‌اش خیلی نقشه کشیده بود و ثانیه‌شماری می‌کرد تا کادوهایش را ببیند.
 
ساعت 10 شب 28 دی‌ماه سال جاری بود که «امیرمهدی» به همراه پدرش خانه شان در خیابان سبزدشت اسلامشهر را ترک کرد تا به بقالی سر کوچه‌شان که فاصله‌ای 150 متری با خانه داشت برود.هوا سرد بود و «امیرمهدی» لباس مناسبی به تن نداشت، پدر می‌خواست کاغذ کادو بخرد و از بچه‌اش خواست به خانه برگردد غافل از این که دیگر خنده‌های نمکین پسرک را نخواهد دید.
 
امیرمهدی با بازیگوشی در تاریکی کوچه راهی شد اما هیچگاه به خانه‌شان نرسید و به طرز مرموزی ناپدید شد.
 
بارها این پسربچه حتی به تنهایی به بقالی محله‌شان رفته و برگشته بود، آن شب وقتی پدر به خانه برگشت، مادر سراغ کودک را گرفت و هر دو نگران به بیرون از خانه دویدند.

پدر با پسرش تنها چند دقیقه فاصله داشت، همه به تکاپو افتادند، سریع با پلیس 110 تماس گرفتند و همزمان خانه همسایه‌ها و همبازی‌های «امیرمهدی» را جست‌وجو کردند اما هیچ اثری نبود. بررسی‌ها نشان داد هیچ تصادفی در آن محدوده صورت نگرفته و هیچ درمانگاه، بیمارستان و حتی پزشکی قانونی با این پسرک روبه‌رو نشده است.

همه در جست‌وجو بودند و پلیس سبزدشت شبانه عکس امیرمهدی 7 ساله را برای ماموران گشت و مقرهای پلیسی شهرک‌های اطراف مخابره کرد تا اگر پسربچه پیدا شد خانواده‌اش را از نگرانی درآورند.

ساعت 10 صبح روز تولد امیرمهدی بود که صحنه دلخراش پیش روی یکی از بستگان پسرک که همپای دیگران در حال جست‌وجوی پسربچه بود، قرار گرفت.

جسد امیرمهدی در حالی که روی نخاله‌های یک خرابه در سبزدشت افتاده بود دیده می‌شد، پسرک هیچ حرکتی نداشت و سر و صورت خون‌آلودش نشان از جنایتی هولناک می‌داد.

دقایقی بعد بازپرس جنایی به همراه تیمی از پلیس ویژه قتل و پزشکی قانونی پای در قتلگاه پسربچه گذاشتند و بررسی‌ها نشان داد وی با ضربات سنگ بزرگ که در چندقدمی‌اش روی زمین افتاده بود کشته شده است.

خبرنگار روزنامه ایران  وقتی به سبزدشت رفت با خانواده امیرمهدی میناوند در حالی روبه‌رو شد که آنان سیاهپوش بوده و در شرایط سخت روحی و روانی قرار داشتند به گونه‌ای که قادر به مصاحبه نبودند. یکی از همسایه‌های نزدیک به این خانواده که خودش نیز به شدت ناراحت است به شوک گفت: آن شب امیرمهدی با پدرش برای خرید وسایل جشن تولدش به سوپرمارکت رفتند، در آنجا چون کاغذ کادو و مقوای رنگی نبود پدرش تصمیم می‌گیرد به بقالی دیگری برود، هوا سرد بود و پدر این پسربچه از وی می‌خواهد به خانه برگردد.

وی افزود: فاصله سوپرمارکت تا خانه امیرمهدی یک دقیقه بیشتر نیست اما وقتی پدرش با خرید کاغذ کادو و مقوای رنگی به خانه برمی‌گردد می‌بیند پسربچه در خانه نیست. بعد از این حادثه همه شوکه شده‌ایم و نمی‌دانیم کدام قاتل سنگدلی توانسته پسربچه‌ای آرام و دوست‌داشتنی‌ را بکشد.
 

گم​شدن دومین پسر
7 روز از این جنایت تلخ در محدوده سلطان‌آباد اسلامشهر می‌گذشت و در حالی که پلیس به اقدامات گسترده‌ای در ردیابی عامل قتل امیرمهدی دست زده بود ماجرای مشابهی به پلیس مخابره شد.

در فاصله نزدیک به دو کیلومتر از سبزدشت و در محله دیگری پسر 6 ساله در مسیر خانه به بقالی ناپدید شد. خانه «امیرعلی» در خیابان الهیه گلستان بود، این پسربچه ساعت یک ظهر برای خریدن تخم‌مرغ به سوپرمارکت محله‌شان رفته و برنگشته بود. بررسی‌ها نشان داد که فاصله سوپرمارکت تا خانه این پسرک کم است اما وی پس از گذشت 25 دقیقه برنگشته و جست‌وجوهای خانواده‌اش نیز بی‌نتیجه مانده بود. مادر امیرعلی به تیم پلیسی گفت: «وقتی بچه‌ام برنگشت به بقالی رفتم. مغازه‌دار گفت که پسرم 15 دقیقه پیش تخم‌مرغ خریده و راهی خانه شده است.»

پلیس به جست‌وجو پرداخت که تا شعاع یک کیلومتری اثری از «امیرعلی مسرور» نبود. همه درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها یکی پس از دیگری خانواده پسربچه را ناامید کردند، خانواده این پسر عکس‌های وی را چاپ کرده و در سطح گسترده‌ای به در و دیوار چسبانده‌اند و برای یافتن این پسربچه مژدگانی تعیین کرده‌اند. مادربزرگ امیرعلی به خبرنگار شوک گفت: «شب و روز نداریم.

همه مردان و زنان فامیل بسیج شده‌اند تا نوه‌ام را پیدا کنند، در همه محله‌ها جست‌وجو می‌کنیم و نمی‌دانیم بر سر نوه‌ام چه آمده است.» وی که بغض و گریه دارد افزود: نوه‌ام کاپشن سیاه‌رنگ و شلوارک به تن داشت و بارها از بقالی خرید کرده بود و نمی‌دانیم الآن کجاست؟! و چه شرایطی دارد؟! کلی نذر کرده‌ایم تا پیدا شود، پدرش همه کار می‌کند تا پسر کوچکش را پیدا کند.»


ملاقات با خانواده امیرمهدی
خانواده امیرعلی وقتی در جریان پرونده مشابهی در سبزدشت قرار می‌گیرند وحشت‌زده به ملاقات خانواده امیرمهدی می‌روند و در برابر خانه‌ای سیاهپوش قرار می‌گیرند.

داستان سرنوشت دو کودک مشابهت زیادی به یکدیگر دارد، خانواده امیرعلی باور نمی‌کنند که پسرشان شاید به قتل رسیده باشد و هنوز امید دارند عکس‌هایی که به در و دیوارهای محله‌شان چسبانده‌اند چاره‌ساز و گرهگشای گمشدن پسرک باشد.
 
 
 
 
 
شایعه ای مبنی بر سومین گمشده
وقتی خبرنگار شوک سعی کرد از مقامات پلیسی اطلاعاتی در زمینه این دو پسرک بگیرد همه تماس‌هایش به در بسته خورد و از آشنایان امیرمهدی و امیرعلی نیز شنید شایعه ای وجود دارد که پسر بچه دیگری نیز گم شده است.

با وجود این یک منبع پلیسی مطلع تایید کرد تیم‌های پلیس آگاهی تصور دارند سرنوشت این کودکان پسر سریالی است. در این شایعه پسری 6 ساله در محله باغ مهندس اسلامشهر با همین روش به طرز مرموزی گمشده و هیچ ردپایی از وی پیدا نشده و مشخص نیست این پسر کوچولو به چه سرنوشتی گرفتار شده است.

این درحالی بود که خبرنگار روزنامه ایران با جست‌وجو در محله باغ مهندس حوالی سه‌راهی آدران هیچ نشانی‌ای از خانواده این پسربچه به دست نیاورده و حتی احتمال داده می‌شود در حد شایعه بوده باشد. یکی از بستگان «امیرمهدی» در این خصوص به خبرنگار شوک گفت: «پلیس از وقتی این پسربچه‌ها قربانی حوادث مشابهی شده‌اند خیلی زحمت می‌کشد، گشتزنی‌های ماموران بیشتر شده و مرتب سرکشی‌هایی به خانواده‌ها دارند.»

وی افزود: از لابه‌لای حرف‌های ماموران می‌توان فهمید که انگار یک قاتل در برابر بقالی‌های این محله‌ها که نزدیک به هم هستند کمین می‌کند و فقط پسربچه‌ها را هدف قرار می‌دهد.

یکی از اعضای خانواده ربوده شدگان در بیان برخی مزاحمت‌ها به خبرنگار  گفت: نگرانی و استرس و ترس حتی فرصت یک لحظه استراحت را به ما نمی‌دهد و در این میان مزاحمت‌های چند تماس‌گیرنده برگرفتاری‌های ما افزوده است.

به طور مثال یکی از آنان زنگ می‌زند و می‌گوید که در ازای دریافت 300هزارتومان می‌تواند اطلاعات موثری در اختیار ما قرار بدهد ولی مشخص می‌شود وی قصد آزار و اذیت دارد. یا این که زنگ می‌زنند و می‌گویند که خط موبایلم را به هر قیمتی می‌خرند! این مردم آزارها اگر یک لحظه خود را جای ما بگذارند هیچگاه دست به چنین کاری نمی‌زنند.
 
زنگ خطر
با انتشار ماجرای این 3 کودک زنگ خطر برای ساکنان این منطقه حاشیه‌نشین پایتخت به صدا درخواهد آمد تا آنان با مراقبت بیشتر از کودکان خود اجازه شکارهای دیگر به مرد جنایتکار را ندهند.

خانواده‌ها وقتی روی دیوارها و ستون‌های برق محله الهیه و اطراف آن عکس‌های امیرعلی را می‌بینند نگرانی بیشتر به جانشان می‌افتد و بدتر این که شایعه‌ها دهان به دهان می‌چرخد و فضای روانی مناطق را بیشتر آلوده می‌کند.
 
توصیه برای خانواده‌ها
بارها و بارها در صفحات حوادث و شوک روزنامه هشدارهایی به خانواده‌ها داده شده است که کودکان پسر و دختر خود را حتی برای بازی جلوی در خانه‌هایشان تنها نگذارند چه برسد به این که آنان را برای خرید به بقالی یا میوه‌فروشی بفرستند. باید توجه کرد که کودکان نه تنها در برابر بزهکاران بی‌پناه و درمانده هستند بلکه به راحتی با اعتماد به آنان فریب خورده و با وعده‌های دروغین از قبیل خریدن بستنی و شکلات خود را به کمین این گونه شکارچیان می‌کشانند.

بارها دیده شده که دختران خردسال که طلا و جواهرات دارند از سوی زنان و مردان فریب خورده و باعث یک سرقت می‌شوند و در بدترین حالت این دختران و پسران قربانی آدم‌ربایی و قتل می‌شوند.

پدر و مادرها باید بدانند که بزهکاران از سهل‌انگاری‌های آنان استفاده می‌کنند وگرنه هیچگاه نمی‌توانند آسیبی به بچه‌هایشان برسانند.
پس لازم است هوشیار باشند.



تاريخ : دوشنبه دوم بهمن 1391 | | نویسنده : باران

در مملکتی که یک گرم طلا معادل 3 ماه یارانه باشد !!!!

گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، قنبر مداحی بعد از ظهر امروز در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار کرد: به دنبال گزارش دریافتی مبنی بر اینکه دختربچه شش ساله ای در محله "آناخاتون" تبریز که اخیراً به این شهر الحاق شده به خانه بازنگشته، پلیس مامور رسیدگی به این حادثه شد.

وی افزود: پلیس طبق روال اعلام مفقودی‌ها در 24 ساعت اولیه احتمال گمشدن یا تصادف را می‌دهد و بعد از استعلام از بیمارستان‌ها، پلیس و بهزیستی احتمال قتل را داده و وارد فاز عملیاتی می‌شود.

مداحی گفت: متاسفانه این دختر شش ساله در بیستم و یکم دی امسال توسط مرد 33 ساله‌ای بعد از سرقت هفت گرم طلا با شال‌گردن به قتل می‌رسد.

رئیس پلیس آگاهی استان آذربایجان‌شرقی به تشریح نحوه قتل این دختربچه پرداخت و تصریح کرد: طبق اعترافات قاتل و شواهد امر، روز پنج‌شنبه بیست و یکم دی « زهراـ د» شش ساله ساکن «آناخاتون» از روستا‌های تبریز که اخیراً به این شهر الحاق شده و هر روز به مهد‌کودک می‌رفته، به دلیل تعطیلی مهدکودک در خانه مشغول بازی بوده که از مادرش پول می‌گیرد و برای خرید ذرت به مغازه محله می‌رود.

وی افزود: این دختربچه شش ساله بعد از خرید و هنگام برگشت به خانه گم شده و نمی‌تواند خانه را پیدا کند و شروع به گریه کردن می‌کند.

مداحی ادامه داد: در این هنگام یکی از عابران که مردی 33 ساله و ساکن محله "آناخاتون" بوده از این دختربچه می‌پرسد برای چه گریه می‌کند که وی در جوابش می‌گوید خانه‌ را گم کرده‌ام و با قول اینکه بیا تو را به خانه‌اتان ببرم، با قاتل راهی می‌شود.

مداحی تصریح کرد: این مرد بعد از آنکه این دختربچه را به خانه خود می‌برد، بعد از سرقت النگو و گوشواره این دختربچه که جمعاً حدود هفت گرم وزن داشته، از ترس اینکه چون ساکن این محله بوده توسط این دختربچه بعداً شناسایی نشود وی را به قتل می‌رساند.

وی خاطرنشان کرد: قاتل به نام « دال –الف» دختربچه را با شال گردنش خفه کرده و در داخل گونی گذاشته و در خانه‌ نگهداری می‌کند.

مداحی گفت: قاتل به دلیل تعطیلی آخر ماه صفر و نبود همسرش در خانه که به دلیل بارداری به خانه پدرش در تبریز رفته بوده است، جنازه این دختر را در خانه نگه می‌دارد.

وی افزود: پس از اینکه همسر قاتل از وی می‌خواهد به تبریز آمده و وی را از خانه پدرش بازگرداند، جنازه دختربچه شش ساله را که در گونی نگه داشته بوده از خانه خارج کرده و در اطراف محله "آناخاتون" رها می‌کند.

وی اضافه کرد: در این مدت پدر و مادر این دختربچه اطلاعیه‌هایی برای پیدا شدن کودکشان در اماکن عمومی منطقه نصب کرده بودند که قاتل پس از مشاهده این حرکت‌ها با شماره تلفنی که در این اطلاعیه اعلام شده بود تماس گرفته و به مادر این دختربچه محل جنازه را اعلام می‌کند.

مداحی گفت: جنازه این دختربچه بیست و پنجم دی در منطقه "آناخاتون" تبریز کشف می‌شود و براساس شواهد به دست آمده در مدت دو ساعت هویت قاتل شناسایی شده و در عرض 24 ساعت این قاتل دستگیر می‌شود.

رئیس پلیس آگاهی آذربایجان‌شرقی خاطرنشان کرد: این دختربچه شش ساله تنها فرزند این پدر و مادر بود.

وی گفت: قاتل 33 ساله متاهل بوده و 10 سال بود که ازدواج کرده بود و در این مدت صاحب فرزند نشده بود.

مداحی، شغل قاتل را "چاه کن" اعلام کرد.

رئیس پلیس آگاهی آذربایجان‌شرقی، از خانواده‌ها خواست کودکان خود را با طلاجات تزئین نکنند و به کودکان خود آموزش دهند به افراد غریبه اعتماد نکنند.

پدر دختر شش ساله تبریزی

مادر دختر شش ساله تبریزی

زیور آلات دختر شش ساله تبریزی

تجمع اهالی روستای آناخاتون در هنگام انتقال قاتل دختر شش ساله به محل جنایت

تجمع اهالی روستای آناخاتون در هنگام انتقال قاتل دختر شش ساله به محل جنایت

تجمع اهالی روستای آناخاتون در هنگام انتقال قاتل دختر شش ساله به محل جنایت

تجمع اهالی روستای آناخاتون در هنگام انتقال قاتل دختر شش ساله به محل جنایت

تجمع اهالی روستای آناخاتون در هنگام انتقال قاتل دختر شش ساله به محل جنایت

قاتل دختر شش ساله تبریزی در خودرو نیروی انتظامی