آوای باد و باران
از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
لینک دوستان
لینک های روزانه

دانلود آهنگ جدید و بسیار شنیدنی حامد زمانی به نام راز روشن + شعر آهنگ

ترانه سرا: مهدی جهاندار /ملودی ساز: حامد زمانی  / میکس و تنظیم: مسعود جهانی

بهترین بیت این شعر

گرچه در بزم حماسه ، هيچ جاي گريه نيست/ در هجوم شعله ها، تکليف باران، روشن است

کاش به کار می رفت ..خوب من گذاشتم

بگذریم .......یاد شهدا به خیر


——————————————————————————————————————-

دانلود آهنگ با کیفیت ۱۲۸ Kbs

Hamed Zamani – Raze Roshan

لینک کمکی

———————————————————————–———————————————-

شعر آهنگ راز روشن با صدای حامد زمانی

تا چراغی میان این شبستان روشن است/ تا تنور نان گرم ,مرد چوپان روشن است

شک نکن قصد پلنگ تیز دندان روشن است/ امشب از داغی دوباره چشم ایران روشن است

یوسفی رفته است آری وضع,کنعان روشن است/ تک سواران تیز می تازند در صحرا هنوز

از تلاطم باز ننشست,این دریا هنوز/ آتشی پیداست آن سوی بیابان ها هنوز

باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز/ این شبستان کهن با نور ایمان روشن است

بار الها,!جرات ما را سر و سامان بده/ انقلابا !مشق هشیاری به فرزندان بده

قهرمانا !در دل میدان بمان  جولان بده/ رهبرا من مصطفایی دیگرم فرمان بده

کی به اندک بادی,اقیانوس لرزان می شود/ کوه کی با یک خراش ساده ویران می شود

عاشق رفتن کی از رفتن پشیمان میشود/ کی میان ابرهای تیره پنهان می شود

آسمان ما که با خون شهیدان ر وشن است/ مرتضی تا بود کارش غیر شیدایی نبود

مجتبی می گفت دیدم غیر زیبایی نبود/ شد پشیمان هر کس اینجا زلیخایی نبود

مصطفی هم رفت ,آری او هم اینجایی نبود/ مردهای مرد را آغاز و پایان روشن است

بار الها !جرأت ما را سر و سامان بده/ انقلابا !مشق هشیاری به فرزندان بده

قهرمانا !در دل میدان بمان جولان بده / رهبرا!من مصطفایی دیگرم فرمان بده

افسران - بابایی...

[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۴:۴۶ بعد از ظهر ] [ باران ]

از آتش...چه مردان سبزی!
چه مردان سبزی از آتش گذشتند
چه مردان سبزی در آتش نفس تازه کردند
زمین تشنه...من تشنه...دل های با خویش و با هیچ پیوسته، تشنه
چه مردان سبزی به دریا رسیدند
*
دل من گره گیر گل های قالی
دل من گره گیر برگ حقوق تقاعد
دل من گره گیر یک میز .. یک پله .. یک پست

دل من، گره گیر من ماند

و" امروز" پای مرا بست
و افسون یک وعده .. یک وجه
وجادوی یک نام
و آوازه ی یک تریبون
و پیوند رنگین ترین چاپ،با دفتر شعر واخورده ی من
مرا از مسیر کبوتر جدا کرد

و من پا نهادم به چشم شقایق
و من چشم بستم به هنگامه ی آه ... در سینه ی چاه
و از کوچه ی رنج سرشار یک شهر، دامن کشیدم
و آن میل پنهان مرا برد
بُریدم،به غربت رسیدم
وبیگانگی از دلم آسمان را درو کرد

*
دل من گره گیر من ماند
و "مرداب امروز" پای مرا بست
چه مردان سبزی به "دریای فردا" رسیدند

شعرازمحمد رضا عبدالملکیان


[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۴:۴۰ بعد از ظهر ] [ باران ]

در بازی شطرنج هم زدن سرباز افتخاری ندارد

مُشت کردم پنجه را ، دستم ولی وا مانده است

                                                  پنج انگشتم میانِ دشمنان جا مانده است ...
[ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۲۱:۲۲ بعد از ظهر ] [ باران ]
زمستون رو همیشه نمی شه دید اما می شه فهمید .
تقدیم  به اونایی که زمستون رو می فهمند ...


به رسم سپاس و قدردانی از تمامی هنرمندان جاودانه و بزرگی که صدا و آثارشان همواره جزئی از شیرینترین و خاطره انگیزترین لحظه های زندگی بسیاری از ما بوده است. ترانه هایشان را زمزمه کردیم ، عاشق شدیم ، خندیدیم و گریستیم و مجالس سرورمان را با ترانه هایشان به پا کردیم . حالا نیز شنیدن دوباره آنها در این شب های بلند سال یادآور گذشته های تلخ و شیرین و دور و نزدیک ماست ، یادآور خانه مادری، عشق و شهرو محله قدیمی و برای بسیاری یادآور خاک وطن …


امشب یک آهنگ زیبای زمستانی گذاشتم با صدای همیشه ماندگار افشین مقدم و همچنین متن شعر .

افشین مقدم از خواننده های قدیمی است که در جوانی بر اثر حادثه رانندگی قبل از انقلاب فوت کرد.


زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشن انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون

اینجا ببینید و  بشنوید


Download Mp3

http://20ist.com/archives/31579

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۴:۵۶ بعد از ظهر ] [ باران ]

و شایسته این نیست

که باران ببارد

         و در پیشوازش دل من نباشد

و شایسته این نیست

که در کرت های محبت

           دلم را به دامن نریزم

                     دلم را نپاشم

چرا خواب باشم

ببخشای بر من اگر بر فراز صنوبر

تقلای روشنگر ریشه ها را ندیدم

ببخشای بر من اگر زخم بال کبوتر

                           به کتفم نرویید

کجا بودم ای عشق؟

چرا چتر بر سر گرفتم؟

چرا ریشه های عطشناک احساس خود را

                                    به باران نگفتم؟

چرا آسمان را ننوشیدم و تشنه ماندم؟

ببخشای ای عشق

ببخشای بر من اگر ارغوان را ندانسته چیدم

اگر روی لبخند یک بوته

                 آتش گشودم

اگر ماشه را دیدم اما

هراس نگاه نفس گیر آهو

             به چشمم نیامد

ببخشای بر من که هرگز ندیدم

نگاه نسیمی مرا بشکفاند

و شعر شگرف شهابی به اوجم کشاند

 و هرگز نرفتم که خود را به دریا بگویم

و از باور ریشه ی مهربانی برویم 

کجا بودم ای عشق؟

چرا روشنی را ندیدم؟

چرا روشنی بود و من لال بودم؟

چرا تاول دست یک کودک روستایی

                    دلم را نلرزاند؟

چرا کوچه ی رنج سرشار یک شهر

           در شعر من بی طرف ماند؟ 

چرا در شب یک جضور و حماسه

که مردی به اندازه ی آسمان گسترش یافت

دل کودکی را ندیدم که از شاخه افتاد؟

و چشم زنی را که در حجله ی هق هقی تلخ

جوشید و پیوست با خون خورشید؟

 محمدرضا عبدالملکیان


[ شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۲۳:۳ بعد از ظهر ] [ باران ]

REFRAIN

:




Shadows of the night
They are coming when the
moon is shining bright
Leave their graves as shadows of the night
When the city is asleep
No one knows the shadows of the night
In the darkness they are flying side by side
Silent cowls are shadows of the night
No one ever saw a face of
the Shadows of the night


RAP 1:

Cemetery, it's one o'clock
A wolf is howling on the distant rock
It's time for the silent slaves
Waking up to open their graves
One, two, three and four
Grave by grave, more and more
Commemoration or transmutation
Traces of last generation
The shadows of the night have never died
Unsatisfied
They paid the highest price
Waiting for another advice
Never found final peace
Their restless life will never cease
When the moon is shining bright
They leave their graves as
shadows of the night

RAP 2:

The wind is howling through the trees
The melody of tragedies
Killed by sense the epitaph
Sounds of sorrow when they're kick and left
The shadows of the night are on their flight
Never saw the light
Silent strangers slow and fast
Without future past
Flying through the streets
of an endless town
The way to nowhere up and down
People lock the doors of their floors
Shadows are fast like a flying horse
Short attack like a maniac
Confused by the ghost in black
When the moon is shining bright
They leave their graves as
shadows of the night

 

سایه های شب

 

سایه های شب

می آیند وقتی که

ماه به روشنی می درخشه

قبرهاشون رو همچون سایه های شب ترک می کنند

وقتی شهر درخوابه

هیچکس نمی بینه سایه های از شب را

در تاریکی کنار هم پرواز می کنن

رداهای راهبان سایه های از شب هستند

هیچکس هرگز ندید چهره ی از

سایه های شب

 

قبرستان، ساعت یک شبه

گرگی بر صخره ی دور زوزه  می کشد

وقته اونکه بردگان خاموش

ازخواب بلند شن و قبرهاشون رو باز کنن

یک، دو، سه،چهار

قبربه قبرهرچه بیشتر

گرامیداشت یا تحول دیده می شه

نشانه های از آفرینش قبلی

سایه های شب هرگز نمرند

اونا با نارضایتی

بیشترین بها رو پرداختند

در حالی که منتظر اندرز دیگه ای بودن

هرگز آرامش نهایی رو پیدا نکردن

زندگیشون پرتلاطمشون هرگز آروم نشد

ماه به روشنی می درخشه

قبرهاشون رو ترک می کنندهمچون

 سایه های شب

 

غریبه های خاموش ، آروم و تند

بدون گذشته و آینده

پرواز می کنند برفراز خیابانهای

یک شهر بی انتها

به سمت ناکجا وچه در طبقه ی بالا و چه پایین

مردم در خانه هاشون رو قفل می کنند

سایه ها همانند اسبی بالدار سریعند

مسه دیوونه ها حمله می کنن

و بخاطر روح سیاهپوش گیج هستن

وقتی ماه به روشنی می درخشه

اونا قبرهاشون رو ترک می کنندهمچون

سایه های  شب

[ سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۷:۱۲ بعد از ظهر ] [ باران ]

rain

http://anhdepblog.com/graphics/rain/images/anhdepblog.com_rain40.jpg 

RAIN


Listen to the pouring rain
Listen to it pour,
And with every drop of rain
You know I love you more

Let it rain all night long,
Let my love for you grow strong,
As long as we're together
Who cares about the weather?

Listen to the falling rain,
Listen to it fall,
And with every drop of rain,
I can hear you call,
Call my name right out loud,
I can hear above the clouds
And I'm here among the puddles,
You and I together huddle.

Listen to the falling rain,
Listen to it fall.

It's raining,
It's pouring,
The old man is snoring,
Went to bed
And he bumped his head,
Couldn't get up in the morning,

Listen to the falling rain,
listen to the rain

.

 

José Feliciano

باران

 

گوش کن به بارش باران

گوش کن به شرشر باران

و به هر قطره ی باران

می دونی که خیلی دوست دارم

 

بگذار تمام شب رو ببارد

بگذار عشق من برایت قوی شود

آنقدر که باهم باشیم

کی به هوا اهمیت می ده؟

 

گوش کن به ریزش باران

گوش کن به باران

و به هر قطره ی باران

می تونم  صدات رو بشنوم

که مرا خیلی بلند صدا می زنی

می تونم فرای ابرها رو بشنوم

واینجا درمیان چاله های آب

تو و من می آیم گردهم

 

گوش کن به بارش باران

گوش کن به ریزش باران

 

باراندگیست

شر شر می بارد

پیر مردی خرناس می کشد

چون وقتی به تخت خواب می رفت
سرش خورد به جایی
و نمی تونه صبح بلند شه

 

گوش کن به ریزش باران

گوش کن به باران

[ سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۱۶:۲۰ بعد از ظهر ] [ باران ]
 جهنم دور نیست

جهنم جایی است که دختربچه ای برای گرم کردن پاهای کوچک یخ زده اش

به دود اگزوز اتومبیل پناه می برد


کاد الفقر ان یکون کفرا....................

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ ۲۳:۵۷ بعد از ظهر ] [ باران ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

این نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند

* تا در زمانه باقی است آواز باد و باران

(استاد شفیعی کدکنی )

حرفهایی برای گفتن داشتم

و خلوتگاهی می خواستم تا اینهمه را در خود نریزم

و دوستانی که بتوانم از احساس محبتشان دلگرم باشم .

این پنجره را گشوده ام تا دنیایی را که دوست دارم بهتر ببینم
امکانات وب


کد آهنگ براي وبلاگ
دانلود آهنگ جدید